تصاویر: وقتی خاتمی تغییر چهره می دهد! | ![]() |
روزنامه صهیونیستی هاآرتص پس از انتشار خبر سخنان وزیر اطلاعات کشورمان مبنی بر شناسایی شبکه صهیونیستی مسئول ترور مسعود علیمحمدی، دانشمند ایرانی، از زبان روزنامه انگلیسی دیلیتلگراف این مطلب را تایید کرد. این روزنامه صهیونیستی در تیتر خود و بدون استفاده از هرگونه کلمهای همچون "ادعا" که متضمن تردیدافکنی رسانهای در اصل خبر باشد، نوشت: "ایران شبکه جاسوسی اسراییلی را که پشت پرده ترور دانشمند قرار داشت به دام انداخت". این تیتر به نشانه اهمیت در گیومه قرار گرفته و بلافاصله پس از آنان (در راهنمای خبر) اظهارات وزیر اطلاعات کشورمان درج شده است. ![]() با این حال هاآرتص که جرات تصریح به واقعیت را نداشت به نقل از نشریه انگلیسی دیلیتلگراف در فوریه 2009 نوشت: "اسراییل برنامهای مخفی را برای به قتل رساندن دانشمندان هستهای ایران، با هدف جلوگیری از دستیابی ایران به سلاحهای ممنوعه پیاده میکند." هاآرتص ادامه داد: دیلیتلگراف از منابع اطلاعاتی غربی نقل کرد که موساد، پشت پرده قتل "اردشیر حسنپور"؛ یک دانشمند هستهای عالیرتبه ایرانی بوده است. *یک - آقای خاتمی همان کسی است که وقتی در آستانه سال 79 فتنه ای رخ داد، بی هیچ ملاحظه ای به وزیر اطلاعات دستور داد چشم فتنه را در آورد.
![]() خوب به خاطر داریم که در دوران اصلاحات، به خاطر تاکید آقای خاتمی بر حفظ مرزهای بین خودی و غیرخودی، چه حملاتی به ایشان شد. آقای خاتمی همان کسی است که حبیب الله پیمان به خاطر پافشاری بر مساله خودی و غیرخودی، وی را به مقابله نیروهای ناراضی تهدید کرد. مگر عزت الله سحابی همان کسی نیست که در مصاحبه با روزنامه آریا، خواستار دستگیری و محاکمه ایشان شده بود؟
آیا ابراهیم یزدی (رهبر نهضت آزادی) و عزت الله سحابی و دیگر لیبرال ها نبودند که پیشنهاد تشکیل جبهه و جنبش بی رهبر را دادند؟ چرا آقای خاتمی در برابر این پیشنهاد نه تنها موضع گیری نمی کند، بلکه برای این جنبشی که با پیشنهاد لیبرالها تشکیل شده، پیام تصویری می دهد و سخنرانی می کند؟ سه - مگر دفتر تحکیم وحدت، همان گروه رادیکالی نبود که به خاطر برخی مواضع اصولی آقای خاتمی در دوران اصلاحات فریاد «عبور از خاتمی» سر داده بود و به هنگام حضور ایشان در دانشگاه، به ایشان اهانت می کرد؟
برای ما معلوم نیست که چرا آقای خاتمی به دیدار خانواده بهاره هدایت (از مجرمان طیف غیرقانونی دفتر تحکیم) می رود و از آنها دلجویی می کند. چهار- آقای خاتمی، همان کسی است که به گفته نزدیکانش، وقتی پیشنهادات ساختارشکنی در حضور او مطرح می شد که ساختارهای قانونی نظام را نادیده می گرفت، بی هیچ ملاحظه ای عصبانی می شد. وقتی به او پیشنهاد رهبری جنبش اصلاحات را دادند، موکداً تاکید کرد که نمی خواهد رهبر اپوزیسیون باشد. آقای خاتمی همان کسی است که گفت: امروز در اردوگاه اصلاح طلبان، متاسفانه صداهایی می شنویم که دشمنان این ملت، آن را بیان می کنند. کافیست آقای خاتمی سری به وب سایت های بیگانه و اپوزیسیون بزنند تا مشخص شود چطور مواضع ساختارشکنانه ایشان مورد استقبال قرار می گیرد.
* پنج - آقای خاتمی، همان کسی است که بارها در سخنرانی های خود روی مبارزه با فقر و فساد و تبعیض تاکید می کرد و مستضعفان را صاحبان اصلی انقلاب می دانست.
متاسفیم که امروز آقای خاتمی با جریانی همراه شده که ضمن دفاع از دعوت خانم عبادی به دانشگاه، وی را متفکری می داند که با گرفتن جایزه نوبل برای کشورمان «عزت» به همراه آورده است. البته کسی که شیرین عبادی خائن را یک اندیشمند بزرگ بداند، اصلاً عجیب نیست که در مصاحبه با شبکه ماهواره ای رسا صراحتاً بگوید: پیروزی انقلاب فاقد زیرساخت های لازم بود و خیلی زود در همان هفت هشت سال اول [یعنی نیمه اول دهه شصت!] شروع به انحطاط کرد. و امروز بعد از سی سال، در شرایطی هستیم که باید گفت روز از نو، روزی از نو! آیا آقای خاتمی واقعاً تا کنون احساس نکرده اند که برای بازگشت به دامان انقلاب و مردم باید ارتباط خود را با سران این جریان قطع کنند؟ و گرنه هزار بار هم که با نمایندگان اصلاح طلب مجلس در خفا دیدار کنند، باز هم در جبهه غیرخودی ها و آنان که از همراهی با انقلاب پشیمان شده اند به حساب خواهند آمد. |