جنگ پنهان با ترور های آشکار
چه زمانی انتقام می گیریم؟
روز دوشنبه وزارت اطلاعات در اطلاعیهای از دستگیری عوامل اصلی ترور شهید مسعود علیمحمدی، استاد فیزیک دانشگاه تهران که روز سهشنبه 22 دیماه 1388 در مقابل منزلش ترور شد، خبر داد و از نقش موساد در این جنایت پرده برداشت. هرچند که این واقعیت یعنی وابستگی تروریستهای داخل کشور به سرویسهای جاسوسی نظیر موساد از قبل پیدا بود اما باید دید که اکنون با قطعیت و سنددارشدن این موضوع، مسئولان کشورمان چه واکنشی نشان میدهند؟
عماریون"- پس از ترور دو دانشمند هستهای ایران در آذرماه امسال که منجر به شهادت دکتر شهریاری شد، رئیسجمهور کشورمان خاطرنشان کرد: «دشمنان اشتباه میکنند، چراکه نمیتوانند ملت ایران را متوقف کنند و همه اینها به حساب آنها نوشته میشود و به زودی به این پرونده رسیدگی خواهد شد.»
علیاکبر صالحی نیز که در آن زمان ریاست سازمان انرژی اتمی را برعهده داشت طی واکنشی قاطعانه خطاب به دشمنان ابراز کرد: «با آتش بازی نکنند، زیرا صبر ملت ایران هم حدی دارد و اگر کاسه صبر، لبریز شود، عاقبت بدی نصیب دشمنان خواهد شد.»
سردار وحیدی وزیر دفاع کشورمان هم از توانایی نهادهای امنیتی و اطلاعاتی کشور برای خنثیسازی و سرکوب این تحرکات شوم خبر داد.
این واکنشها در حالی بود که عملیات ترور دو دانشمند هستهای ایران با شیوه و تجهیزاتی رخ داد که نشانهها و تجهیزات آن برخاسته از یک سرمنشأ بود، سرمنشأیی که دکتر علیمحمدی را نیز سال گذشته در یک عملیات تروریستی به شهادت رساند و واکنشهایی مشابه این موارد را برانگیخته بود.
هر اقدام احتمالی ایران موجه و مشروع است
سعدالله زارعی، کارشناس مسائل سیاسی در گفت و گو با خبرنگار روزنامه جوان پیش از آنکه چگونگی واکنش ایران به ترورها و نقش آفرینی آشکار رژیمصهیونیستی در این جنایات را توضیح دهد، عملیات ترور را غیراخلاقیترین اقدام علیه یک کشور میداند و میگوید: «زمانی به این ترور مبادرت میشود که راههای دیگر مثل عملیات مستقیم نظامی یا ساز و کارهای بینالمللی به بن بست رسیده باشد و حتی مجموعهای از اقدامات مکمل نتواند اهداف کشوری که دست به ترور میزند را محقق کند.»
وی بر همین اساس عملیات تروریستی را نه نشانه قوت بلکه اوج ضعف و انفعال برای طراحان آن به حساب میآورد و با بیان اینکه در جریان ترور شهید علیمحمدی و شهید شهریاری، مائیر داگان، رئیس سابق دستگاه اطلاعاتی رژیمصهیونیستی رسماً مسئولیت موساد را در این ترورها اعلام کرده است، میگوید: «این پذیرش مسئولیت رسمی نشان دهنده نیاز اسرائیل بر اعلام عملیات تروریستی است و این نشاندهنده ضعف است. زیرا آنان با این عمل میخواهند محدودیت خود را در انجام اقدامات معقول بپوشانند. با اینحال ترور سه دانشمند هستهای ایران و ربایش علیرضا عسگری مقام سابق ایرانی، دست ایران را برای ضربهزدن به رژیم صهیونیستی باز کرده و هر گونه اقدام احتمالی ایران را موجه و مشروع کرده است. ایران باید اساس مقابله با رژیمصهیونیستی را در یک برنامه جامع که شامل اقدامات مختلف است، قرار دهد و این رژیم را به چالش کشد.
ایران همچنین میتواند از طریق اقناع کشورهای همسایه برای امضای پروتکلهای مشترک این اجازه را برای خودش کسب کند که از فضا و خاک این کشورها برای تعقیب و مجازات عناصر اسرائیل استفاده کند و ریشه اطلاعاتی رژیمصهیونیستی را در منطقه بخشکاند تا همه منتفع شوند. جمهوری اسلامی همچنین قادر است از طریق طرح دعوا در دادگاههای بینالمللی، اسرائیل را مورد پیگرد حقوقی قرار دهد و به پلیس بین الملل برای دستگیری تروریستها فشار وارد کند و به نوعی همکاری با پلیس بینالملل را مشروط به دستگیری عوامل ترور در هر نقطه از خاک کشورها کند. در واقع ما میتوانیم همکاری با اینترپل را به تلاش آنان برای دستگیری تروریستها گره بزنیم.»
محاکمه اسرائیل در دادگاههای جنگی و مجامع بینالمللی؟!
سازمانهای بینالمللی به رغم آگاهی از سرمنشأ فعالیتهای تروریستی هیچ اقدامی در راستای انسداد آن انجام نمیدهند و اینک ترورهایی را که از بابت حضور نیروهای آمریکایی در خاک عراق و افغانستان رخ میدهد، به راحتی زیر گرد و غبار انبوه پروندههای آشکار ترور پنهان میکنند.
محمدکریم عابدی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی مسئولان اصلی ترور را آمریکا، انگلیس و اسرائیل میداند و میگوید که رژیم صهیونیستی ذاتاً تروریست است و کمتر روزی بوده که این رژیم دست به ترور نزده باشد.
ناگفته نماند که انگلیس و امریکا از اعضای دائمی شورای امنیت سازمان ملل هستند که هرگونه حکم علیه پروندههای ترور و هر قطعنامهای که به ضررشان باشد را با حق وتو حذف میکنند تا تروریسم دولتی تحت حمایت لابیهای صهیونیستی هیچگاه کم کار یا احیاناً بیکار نباشد. عابدی که نائب رئیس کمیته دفاعی و کمیته حقوق بشر مجلس نیز است، ایران را دارای بیشترین قربانیان ترور در دنیا میداند و به خاطر همین از راهاندازی فراکسیون مبارزه با ریشههای تروریسم در مجلس شورای اسلامی خبر میدهد.
وی در گفتوگو با جوان میگوید: «کمیته حقوق بشر سازمان ملل، رژیم صهیونیستی را در جریان جنگ 33 روزه با لبنان و محاصره غزه، یک رژیم تروریستی نامید اما هیچ اقدام مؤثری برای آنکه جلوی این رژیمتروریستی را بگیرد، انجام نداد، در حالی که طبق قوانین بینالمللی چنین رژیمی باید در دادگاههای جنگی و مجامع بینالمللی محاکمه شود.»
واکنش تدافعی یا تهاجمی یا هر دو؟
به هر حال آنچه تاکنون مشهود بوده است، نوعی نمایش سازمانهای بینالمللی برای مبارزه با ترور را نشان میدهد. نمایشی که به ویژه پس از حوادث ظاهراً تروریستی 11 سپتامبر سال 2001 پردههای تازهای را به سرکردگی امریکا به تماشا گذاشت و اهدافی را از جمله مبارزه با آزادی و پیشرفت سایر کشورها را به بهانه مبارزه با تروریست دنبال کرد.
در این مسیر به عقیده کارشناسان سیاسی لابیهای صهیونیستی نقش بسزایی را ایفا کردهاند و تروریسم دولتی تاکنون توانسته است جنگ پنهانی را در قالب ترور افراد دنبال کند. حال در شرایطی که برخی از کشورهای غربی و رژیم خونخوار اسرائیل به بهانه مبارزه با تروریست، افراد مؤثری را در کشورهای مختلف ترور میکنند و به جنگ با برخی از ملتها و دولتها روی آوردهاند، باید دید که جمهوری اسلامی ایران که بیشترین قربانیان ترور را داشته است و اخیراً نیز دو استاد هستهای خود را توسط عوامل تروریستی رژیمصهیونیستی از دست داد، چه واکنشی را در مقابل آمرین اصلی ترور انجام خواهد داد؟ واکنش تدافعی یا تهاجمی یا هر دو؟