وقتی می توان پایان عمر یک حرکت سیاسی را فهمید که هواداران آن تنها بر حرکت تخیلی، هیجانی و تصادفی در آینده ای نامشخص اتکا می کنند، بدون اینکه نقشه راهی روشن، ابتکاری و کارگر ارائه بدهند. زمانی که در مقابل دریافت پیام مداوم پایان کار، با عصبیت اصرار می کنند که تمام نشده اند.
چه زمانی می توان فهمید یک حرکت سیاسی عمرش تمام شده است؟
بالاترین اضافه کرد: وقتی عمر مفید یک حرکت سیاسی تمام می شود باید چه کرد؟ باید پایان و شکست را پذیرفت و دنبال راه حل جدیدی گشت. اکثریت مطلق حرکت های سیاسی محکوم به فنا هستند]!![ تعداد پیروزمندان بسیار کم است.
بالاترین همچنین در تحلیل دیگری، جنبش سبز را «ژله ای که هر طرفش راه خودش را می رود» توصیف کرد و نوشت: جنبش جالبی است این جنبش سبز، حقیقتاً جالب. جنبشی که هیچ کجایش با هم جور در نمی آید. هیچ کجایش با هم نمی خواند و هیچ کس در آن نمی داند که دقیقاً دنبال چه چیزی است. مثل ژله ای که هر طرفش، راه خودش را می رود. ملغمه ای است از آدم های مختلف با افکار جور واجور. هرکسی ساز خودش را می زند و به خاطر همین، دائماً مجبوریم همدیگر را تکذیب و یا توجیه کنیم. یکی می گوید ما طرفدار امامیم، دیگری به خمینی بد می گوید. یکی می گوید ما طرفدار جمهوری اسلامی هستیم، دیگری جمهوری ایرانی می خواهد.
یکی از عاشورا می گوید، دیگری اعتراض می کند که «باز هم عاشورا؟ 30 سال عاشورا بس نبود؟!» یکی از مردم خداجو می گوید، دیگری خونش به جوش می آید که چرا به ما می گویی «مردم خداجو، کدام خدا»؟! یکی اشک تمساح می ریزد و می گوید امام کجایی که فرزندانت را کشتند؟! دیگری فریاد می زند که بس کنید، تا کی امام؟! خنده دار نیست؟ خنده دارترین بخش این داستان کمدی، آنجایی است که بعضی ها مجبورند برای نابودی جمهوری اسلامی، «الله اکبر» هم بگویند! آنهم کسانی که در طول سی سال گذشته، حتی یک بار تکبیر نگفته اند!
کمدی خواندن جنبش سبز از سوی یکی از محافل فعال در فتنه سال گذشته در حالی است که برخی دیگر از محافل ضد انقلاب در جمع بندی این فتنه، از آن به عنوان یک فاجعه و تراژدی بزرگ در زمینه بر باد دادن تمام اندوخته ها و شبکه سازی های جریان اپوزیسیون یاد می کنند.
اعلام پایان حیات فتنه سبز از سوی سایت بالاترین چند روز پس از آن صورت می گیرد که سایت جرس وابسته به حلقه لندن تصریح کرد خاتمی برای احیای اصلاح طلبان باید نماز میت بر جنبش سبز بخواند.