در حاشیه مصاحبه هدایتشده کروبی با بیبیسی
بازی کروبی در زمین مسئولان اطلاعاتی امریکا پایان کار کروبی به کجا ختم میشود؟
«ریزشها و رویشها» به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب فصلی بزرگ در عبرتهای انقلاب اسلامی است که مطالعه آن راه را برای امروز و فردای این نظام و آیندگان مشخص خواهد کرد. وقتی جمعیتهای میلیونی مردم در راهپیماها، خصوصاً حماسههای جاویدان 9دی و 22بهمن برائت خود را از برخی خواص اعلام میدارند، عدهای سادهاندیش با این بهانه که اینان سهمی در پیروزی انقلاب برعهده داشتهاند یا اینکه از سوی بنیانگذار انقلاب مسئولیتی را دارا بودهاند، تخریب آنان را به منزله تخریب نظام میشمردند اما غافلند از اینکه همان پیر ژرفاندیش حمایتهای خود را از افراد با شرط قرار داشتن در خط انقلاب اعلام کرده بودند و حال فعلی افراد را در هر زمان و مکان، و برای هر شخصیتی ملاک اساسی دانسته بودند.
درسی از مجلس ششم
هنوز یادمان نرفته هنگامی که احمد شیرزاد نماینده مشارکتی اصفهان مأموریت یافته بود تا سریالهای تخریب نهادهای انقلابی رفقایش را تکمیل سازد و طی نطقی جنجالی نهادهای انقلاب را زیر سخیفترین تهمتها قرار دهد که به یکباره مهدی کروبی میکروفن وی را قطع کرد و اجازه ادامه نطق وی را نداد. وقتی که شیرزاد اعتراض کرد کروبی با قاطعیت پاسخ داد: «آیا رادیو اسراییل غیر از این حرفها را میزند؟»
بازی کروبی در زمین دشمن
هنوز 10 سال از آن اعلام موضع غرورآفرین شیخ مهدی کروبی نمیگذرد که شاهد هستیم کروبی به همان وادی شیرزاد و دوستانش افتاده و دقیقاً سناریوی ستون پنجم دشمن را خود بهعهده گرفته است. شخصی که خود را مورد اعتماد امام میداند و از همه اصولگراتر میشناسد، روزی نیست که تهمتی علیه نظام توسط وی انتشار نیابد، از تهمت سخیف تجاوز در کهریزک گرفته تا سرکوب و... اما بشنوید فاز جدید استحاله مهدی کروبی را.
حمایت کروبی از تحریمها علیه ایران در بیبیسی
آنگونه که سایت بیبیسی و سحامنیوز بهطور همزمان منتشر کردهاند مهدی کروبی طی مصاحبهای مکتوب با شبکه وطنی(!) بیبیسی مواضع خود را درخصوص تحریمهای اخیر و فعالیتهای سپاه پاسداران بیان کرده است. اینکه چرا مصاحبه مذکور مکتوب انجام شده فقط میتوان این گمان را برد از آنجا که کروبی فاقد تحلیل مسائل کلان و راهبردی است، بایستی سناریونویسان نقش وی، خود دستبهکار شده و مواضعش را اعلام دارند تا مخاطبان بیبیسی متوجه نشوند رقیب آرای باطله در انتخابات چقدر قدرت تحلیل و تجزیه مطالب را داراست.
شیخ اصلاحات در این مصاحبه که سراسر آن هجمه به سپاه و بسیج است با بیان این نکته که پروژههای بزرگ اقتصادی در توان سپاه نیست(!) تحریمهای جدید را مطابق فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد میداند.
کروبی با متهم کردن سپاه و بسیج به دخالت در انتخابات و اینکه پروژههای اقتصادی کلان را در دست گرفتهاند، بهگونهای وانمود میکند که این تحریمها طبیعی و برای مهار نهاد انقلابی سپاه صورت میگیرد.
هماوایی کروبی با مسئولان اطلاعاتی امریکا
وقتی مصاحبه کروبی را کنار مصاحبه «استوارت لوی» معاونت امور ضدتروریسم خزانهداری امریکا با بیبیسی و همچنین «مایکل هایدن» رئیس سابق سیا قرار میدهیم متوجه شباهت بسیار زیاد این مصاحبهها میشویم.
لوی در این مصاحبه با بیان اینکه قطعنامه شورای امنیت بهطور ویژهای سپاه پاسداران را هدف قرار داده، میگوید: «سپاه نهادی بود که اعتراضهای مردمی پس از انتخابات را سرکوب کرد و این سرکوب تا امروز ادامه دارد. با درنظر گرفتن همه اینها سپاه کانونی مهم در سیاست ایران است و سیاست امریکا در قبال ایران هم در کانون توجه ما قرار دارد.»
لوی در پاسخ به سؤالی دقیقاً ادعای کروبی را تکرار میکند و میگوید: «واگذاری پروژهها به سپاه نشان میدهد آنها نمیتوانند پروژهها را پیش ببرند، چون اگر سپاه تواناییاش را داشت از ابتدا وارد آنها میشد.»
لوی ادامه میدهد: ما یک هدف داریم «تغییر رفتار ایران به خصوص سپاه» اگر ما بتوانیم تحریمها را در نهادهایی مثل سپاه متمرکز کنیم که در اقتصاد، برنامه موشکی، حمایت از تروریسم(!) و سرکوب معترضان مردمی ایران فعال هستند، خواهیم توانست تحریمها را به نحوی پیاده کنیم که مردم ایران به حمایت از حاکمیت برنخیزند.
این مسئول امریکایی اهداف پنهان تحریمها را اینگونه بیان میکند که «هدف نهایی ما بالا بردن هزینه انتخابهای ایران است تا درقبال برنامه هستهای و نحوه تعامل با امریکا و متحدانش تصمیم متفاوتی بگیرد.»
اما بخوانیم از هایدن که روزگاری مخالف حمله نظامی به ایران بود اما امروز با مشاهده رفتار و مواضع آقای کروبی و موسوی میگوید: «گزینه نظامی بدترین انتخاب امریکا نیست و این گزینه برای مصالح استراتژیک امریکا منافع بیشتری دارد تا سایر گزینهها.»
پایان کار کروبی به کجا ختم میشود؟با مشاهده مواضع گذشته و کنونی کروبی باید پرسید آیا کروبی نمیداند که اکنون چگونه از مواضع وی برای هجمه به ملتش استفاده میشود و ناخواسته نقش ستون پنجم امریکا و اسراییل را بازی میکند یا اینکه کار او به جایی رسیده که برای رسیدن به منافع نامشروع خود حاضر است حتی ملت خود را فدا کند؟